الشيخ عباس القمي

402

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

بالجمله ، عبدالله بن زبير مردى بخيل و لئيم و بد خلق و حسود بوده و با امير المؤمنين عليه السلام نهايتِ عداوت داشت و چهل روز خطبه خواند و صلوات به رسول‌خدا صلى الله عليه و آله را كه در خطبه بايد ذكر شود ، ترك كرد و گاه گاهى در خطبه‌هاى خود سبّ امير المؤمنين عليه السلام مىنمود . و عائشه او را بسيار دوست مىداشت به حدى كه گفته‌اند بعد از ابوبكر هيچ كس را مثل او دوست نمىداشت و به اسم او خود را مكنّاة به امّ عبدالله كرده بود . در سنهء 60 كه معاويه از دنيا رخت بر بست و يزيد به جاى وى نشست ، چند نفر از بيعت او امتناع كردند ، از جمله عبدالله بن زبير بود كه سر از بيعت او بر تافت و به جانب مكه شتافت . يزيد بعد از فراغ از واقعهء طف و حَرّه ، مسلم بن عقبه را به جهت دفع او به مكه فرستاد و در ايامى كه لشكر يزيد با ابنِ زبير مقاتلت مىكردند و خانه كعبه از آسيب ايشان خراب شده بود كه خبر مرگ يزيد رسيد و در اين وقت ابن زبير در مكه بلامزاحم شد ، پس دعوىِ خلافت كرد ، جمله‌اى از مردم با وى بيعت كردند و چون فى الجمله خلافت بر او مستقر شد ، شروع كرد در بناء بيت الله الحرام . در اين هنگام هفتاد نفر از شيوخ شهادت دادند كه اين خانه را وقتى كه قريش بنا كردند چون اموالشان كفايت نمىكرد ، هفت ذرع از سعهء اساسِ اصلى آن كه ابراهيم و اسماعيل بنا نهاده بودند ، كم كردند ، ابن زبير آن مقدارِ كاسته را بر خانه افزود و از براى خانه دو « در » قرار داد ؛ يكى براى دخول ، ديگرى براى خروج و مكه را براى اقامت خود قرار داد . « 1 » و پيوسته اظهار زهد و عبادت مىكرد و خود را عائذِ بيت الله مىگفت و حرص بسيار بر خلافت داشت و بنىهاشم را بسيار اذيت مىكرد . « 2 » مسعودى در مروج الذهب نقل كرده كه : جماعتِ بنى هاشم را كه در مكه بودند كه از جمله ايشان محمدِ حنفيه بود در شعب

--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 92 . ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 84 .